Poem

دفتر ششم - بخش ۹۷ - مثل دوبین هم‌چو آن غریب شهر کاش عمر نام کی از یک دکانش به سبب این به آن دکان دیگر حواله کرد و او فهم نکرد کی همه دکان یکیست الی آخره / Book Six - Section 97 - The parable of the double-sighted person, like that stranger in the city of Kash named Umar, who was referred from one shop to another and did not understand that all shops are one, etc.

Original content

گر عمر نامی تو اندر شهر کاش
کس بنفروشد به صد دانگت لواش

چون به یک دکان بگفتی عمرم
این عمر را نان فروشید از کرم

او بگوید رو بدان دیگر دکان
زان یکی نان به کزین پنجاه نان

گر نبودی احول و اندر نظر
او بگفتی نیست دکانی دگر

پس زدی اشراق آن نااحولی
بر دل کاشی شدی عمر علی

این ازین جا گوید آن خباز را
این عمر را نان فروش ای نانبا

0

1

Updated 2026-06-23

Contributors are:

Who are from:

References


Tags

Humanities

Literature

Islam

Religion

Science

Philosophy

Social Science

Persian Literature Prerequisite Course